صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 32

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

ابن فارض شاعر عشق است و قصيده‌هاى او همچون غزل ، سرشار از مضامين و تعبيرات عاشقانه است و از آنجا كه عشق او ، بخصوص در « نظم السلوك » ، عشق الهى است ، بسط دامنهء معنا موجب مىشود كه رشتهء سخن دراز گردد و تكرار مضامين و معانى و آوردن صنايع بديعى از انواع لفظى و معنوى ، جناس ، طباق ، تضاد ، ايهام ، و انواع صور خيال از مجاز ، استعاره ، تشبيه و كنايه بر طول قصيده بيفزايد . هامر مستشرق آلمانى دربارهء اين قصيده مىگويد : « تائيهء ابن فارض در شعر عرب ، همچون غزل غزلهاى سليمان است در تورات . » « 1 » بعد از ابن فارض ، كسانى به تقليد و اقتباس از اشعار او پرداخته‌اند ؛ از آن جمله ابو الفضل عز الدين عامر بن عامر بصرى ( قرن 8 ه ) تائيهء او را در قصيده‌اى 502 بيتى تتبع كرده است . اين قصيدهء عارفانه نيز به سبك غزل سروده شده است . « 2 » قاضى نور الله شوشترى بخشى از قصيدهء مزبور را كه به « ذات الأنوار » موسوم است ، همراه با مقدمهء منثور اين شاعر شيعى در مجالس المؤمنين آورده است . « 3 » عامر در اين مقدمه ، به دفاع از عقيدهء توحيدى ابن فارض پرداخته ، اتهام حلول را ، با استدلال ، از شعر او نفى مىكند . حافظ رجب برسى ، عالم ديگر شيعى ( قرن 8 - 9 ه ) نيز برخى از اشعار ابن فارض را تقليد كرده است . « 4 » مؤيد الدين جندى از عرفاى قرن هفتم ، اشعار لطيفى در بيان حقايق و معارف ، به طريقهء ابن فارض دارد و تائيهء وى را جوابى نيكو گفته است كه جامى دو بيت از آن را در نفحات الأنس نقل مىكند . « 5 » شيخ شهاب الدين بن ابى حجله ، قصايدى در مدح پيامبر دارد كه در آنها از اوزان و قالبهاى شعرى ابن فارض پيروى كرده است . « 6 »

--> ( 1 ) . أمراء الشعر ، ص 459 . ( 2 ) . تاريخ الأدب ، فرّوخ ، ج 3 ، ص 746 . ( 3 ) . ج 2 ، ص 58 - 61 . ( 4 ) . تشيع و تصوف ، ص 264 - 265 ؛ و نيز نگاه كنيد به : ابن فارض شاعر حبّ ، ص 139 . ( 5 ) . ص 559 . ( 6 ) . نگاه كنيد به : لسان الميزان ، ج 4 ، ص 318 - 319 .